اشاعه پوپولیسم اقتصادی
دکتر نیکو گلریز
مروری بر مصاحبه ها و اظهار نظرهای پاره ای از مسئوولان اقتصادی کشور در مواجعه با معضلات، حکایت از گرایشی روزافزون به پوپولیسم را با اندکی اغماض « عوام گرایی» و یا عامه پسندی تعریف کنیم ، درآن صورت این گرایش ، سنخیتی با اصول پذیرفته شده علم اقتصاد ندارد. دفاع از مواضع اقتصادی توده پسند و همگامی و همزبانی باآنان در بیان آرزوهای دست نیافتنی در مقایسه با مقدورات کشور، نه فقط مغایر سیر آگاه سازی توده ها است، بلکه توقعات و انتظارات رفاه طلبانه را به آستانه ای غیر قابل بازگشت نزدیک می کند.دفاع از یارانه ها از درآمد حاصل از فروش نفت حاصل شده و نتیجه باز توزیع مالیات های جمع آوری شده و نتیجه باز توزیع مالیات های جمع آوری شده نیست، نمونه بارزی از حاکمیت اقتصاد پوپولیستی است. اگر پوپولیسیم سیاسی در بسیج طبقات فرودست قادر است جناح سیاسی خاصی را برای دوره محدودی به قدرت برساند، پوپولیسم اقتصادی می تواند چنان تاثیر بلندمدتی بر جای بگذارد که ملتی را برای سال های متمادی به خاک سیاه بنشاند. فقر و ادبار بسیاری از ممالک توسعه نیافته جهان توضیحی جز این ندارد.
اول) اقتصاد، علم سهل و ممتنعی است. افراد عادی کمتر جرات می کنند درباره علومی مثل شیمی یا فیزیک اظهار عقیده کنند و خاصه نظر یک شیمیدان یا فیزیکدان را تکذیب نمایند یا با عقیده یک ستاره شناس در مورد خسوف یا کسوف مخالفت ورزند.
اما تقریباً هر کس به خود حق می دهد که در مورد پیچیده ترین مسایل اقتصاد نظر بدهد و راه حل ارائه نماید. علت این امر البته تا حدودی روشن است. مسایل و مباحث اقتصادی، مسایل و مباحثی روزمره اند که همه افراد از اوان کودکی آنها را می شنوند و با آنها آشنا می شوند. پول ، پس انداز ، قیمت، عرضه ، تقاضا، سرمایه و مانند اینها اصطلاحاتی نیستند که فقط سر کلاس درس اقتصاد گفته شوند. علت دوم برای وجود چنین جسارتی در امور اقتصادی همانا تاثیر بلند مدت این گونه مداخلات است. زیان های اجتماعی ناشی از یک تصمیم گیری نادرست ممکن است یک نسل بعد ظاهر شود.
زمانی که تصمیم گیرنده در قید حیات نیست! یا اگر هم گره خورده اند که تفکیک و تشخیص آثار عمل او کاری به غایت دشوار است. خسارت ناشی از تصمیم غلط یک شیمیدان عموماً به محدوده زندگی خود او و احیاناً شرکتی که در آن کار می کند منحصر می شود . تشخیص و تصمیم یک پزشک احیاناً به بهای زندگی بیمار تمام می شود. ولی اتخاذ سیاستهای نادرست افتصادی و از جمله حمایت از تصمیم های عامه پسندی که در کوتاه مدت آرام بخش و در بلند مدت مخربند، فاقد وجه صداقت و از خود گذشتگی و دست کم حاکی از عدم معرفت و شناخت مسایل اقتصادی است.
دوم) مروجان اقتصاد پوپولیستی در رده نخست، برخی از اقتصاد خوانده های کشورند که نسخه های درمانی آنان درهیچ یک ازمتون علم اقتصاد دیده نمی شود.صاحبان مدارکی که مروری بر مصاحبه هایشان در خصوص مسایل اقتصادی روز جامعه ، گاه چنان مغایر و مخالف نظریه های شناخته شده علم اقتصاد است که حتی میتدی ترین دانشجویان این رشته را به شگفتی وا می دارد. سهولت دسترسی این افراد به رسانه های گروهی و درج نظرات پوپو لیستی آنان از یک سو به سردر گمی عمومی دامن می زند و از سوی دیگر انتظارات عمومی را به سطحی دست نیافتنی بالا می برد.
دفاع این افراد از بهای ارزان بنزین وسایر فرآورده های نفتی یک نمونه بارز آن است. اخیراً یکی از این افراد در هوا خواهی از همین تفکر نوشته است «اساسا باید ببینیم که در قصه بنزین ، دولت به مردم دارند به دولت یارانه میدهند»! نمونه بارز دیگر، موضوع جبران کاهش ارزش بهای پول و سایر دارایی های مالی در مقابل تورم است که پوپولیست های اقتصادی آن را ربوی تلقی می کنند و برای اثبات مدعای خود به نرخ بهره تسهیلات بانکی در کشورهای دیگر متوسل می شوند که مثلاٌ در فلان کشور نرخ بهره بانکی 4 درصد است اما در ایران 16 درصد است. در حالی که هرگز به این نکته که نرخ تورم در آن کشور چقدر بوده است اشاره نمی کنند . سپس نتیجه می گیرند که برای کاهش نرخ بهره تسهیلات بانکی در اقتصاد متعارف معیار بالا و پایین بودن نرخ بهره (یا سود تسهیلات ) بانکی را به دست داده است و آن نرخ تورم موجود در کشور است.مقایسه نرخ بهره بانکی در دو کشور بدون توجه به میزان تورم آنها، قیاسی مع الفارق و سطحی نگری است. عطای تفکر علمی را به لقای دشواری مواجهه با ناخرسندی عمومی می بخشد و آموخته های علمی را در مسلخ عافیت طلبی قربانی می کند.
دسته دوم شارحان و شارعان اقتصاد پوپولیستی تریبون های نیمه رسمی کشور نظیر برخی از صاحبان منابر و مساجدند ، این مراجع که عموماً متعرض مسایل و دشواری های اقتصادی روز می شوند ، راه حل هایی ارائه می کنند که نه فقط به راه حل هایی ارائه می کنند که نه فقط به حل آن معضل کمکی نمی کند بلکه بر شدت وحدت آن دامن می زند . در گذشته نزدیک ، توصیه واعظان و صاحبان منابر عموماً ترغیب مردم به قناعت و پرهیز از مصرف گرایی افراط آمیز بود،امروز از این توصیه ها کمتر نشانی می شود گرفت. بلکه در مقابل دشواری ها از دولت می خواهند که قیمت فلان کالا را کاهش دهد و یا فلان مالیات را نگیرد و یا فلان خدمت را رایگان کند. دولت را مالک گنجینه بی پایانی تصور کرده اند که هر آینه اراده کند می تواند به هر میزان بذل و بخشش نماید. رکورد بالاترین رشد مصرف انرژی در جهان که همین اخیراً به نام کشور ما به ثبت رسید، امری اتفاقی نیست و بالاترین مصرف سرانه گندم دلیلی جز دفاع از یارانه های غیر هدفمند ندارند.
سوم ) در همین راستا باید به پاره ای از « خاصه خرجی » های مقامات دولتی اشاره کرد که بی محابا تعهدات مالی بزرگی را تقبل می کنند که اگر هدف عمده اش تحبیب قلوب و وجیه المله ماندن نباشد، تصمیماتی است خلق الساعه و مطالعه نشده که در کمتر جایی از جهان مسبوق به سابقه است . برای دولتی که با شعار حمایت از توده ها به سریر قدرت دست یافته،دشوار است که« سیاست محکم کردن کمربندها » را توصیه کند . اما درست به دلیل همان حمایت تودهای ، احتمالاً آسان تر از دولت های پیشین می تواند حقایق مربوط به بار عظیم یارانه ها را به مردم بازگو کند. بر هیچ عقل منصف و دل مشفقی پوشیده نیست که ادامه روند بهای فعلی بنزین ، نان ، برق مصرفی خانوارها و پاره ای از اقلام یارانه ای دیگر که به بند ناف درآمدهای نفتی وابسته است، میسر نیست . اختلالی که این یارانه ها در تولید، مصرف بی رویه و قاچاق آنها به خارج از کشور ایجاد کرده، به مرزهای غیرقابل مهار نزدیک شده است، هیج صداقتی بالاتر از فاش گویی این معضلات با مردم نیست . دفاع اقتصاد پوپولیستی از ادامه نظام یارانه غیر هدفمند و خاصه یارانه انرژی ، حمایت از تثبیت قیمت ها که به کرات امتحان بدی پس داده و هواداری از ساز و کارهای اقتصادی عامه پسند در موضوع بهره های بانکی و نظایر آن، تنها به نهادینه تر شدن روندهای زیانبار جاری مساعدت خواهد کرد.
حمایت ناآگاهانه از این روندها، خبط بزرگ ناشی از یکسو نگری و تعصب و حمایت آگاهانه از آن، عافیت طلبی و بی اعتنایی به دور اندیشی خیر خواهانه است. میانه میدان سیاست ایران ، فاش گویی صادقانه معضلات و بیان آشکار راهکارهای دشواری را می طلبد که قرابتی با پوپولیسم ندارد.
برگشت به صفحه قبلی | صفحه اصلی سایت